شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 51

نفثة المصدور ( فارسى )

و در ديوان امير معزّى « 1 » چنين مىخوانيم : ز اسمان گويى فرود آيد حواصل بر زمين * در زمين « 2 » گويى رَوَد سنجاب سوىِ آسمان و نيز در هفت پيكر نظامى « 3 » در « صفت بزم بهرام در زمستان و ساختن هفت گنبد » چنين آمده است : كوهْ قاقُم ، زمينْ حواصل پوش * چرخْ سنجاب دركشيده به دوش و قريب به همين معنى است استعمال آن در اين بيت مسعود سعد سلمان « 4 » : نبات زرّين گردد ز آب چون نقره * زمينْ حواصل پوشد ز ابر چون سيماب جز آنكه « حواصل » ، در اين بيت ، به قرينهء « زرّين » و « نقره » ، به « حواصل » جمع « حاصل » ( : سيم خالص و بىآميغ ) نيز ايهام تناسبى تواند داشت ، چنان كه در شعر قفّال شاشى نيز ، به قرينهء « نثر » و « دراهما » ، در بيت نخستين ، و « أفلسا » در بيت دوم « 5 » ، از ايهامى چنين خالى نيست . ششم آنكه ، چنين مىنمايد كه « حواصل » به قرينهء « ملبسا » ، در بيت نخستين قفّال ، و « قاقم « 6 » » و « سنجاب « 6 » » و « حواصل پوش » ، در بيت نظامى ، و « حواصل پوشد » در بيت مسعود سعد ، ناظر به لباسى بوده است كه به هنگام زمستان ، و در سورت سرما مىپوشيده‌اند ، و اين لباس ، به ظاهر ، پوستينى بوده ، كه از پر و پوست « حواصل »

--> ( 1 ) - طبع مرحوم عباس اقبال ، صفحهء 513 ، بيت 12037 . ( 2 ) - چنين است در ديوان امير معزى ، ظ : وز زمين . ( 3 ) - طبع مرحوم وحيد دستگردى ، صفحهء 136 ، سطر 7 ، و طبع ريتر و ريپكا ، صفحهء 112 ، سطر 12 . ( 4 ) - ديوان ، طبع مرحوم رشيد ياسمى ، صفحهء 32 ، سطر 7 . ( 5 ) - مراد اين بيت است : و الريح باردة الهبوب ، كأنها * انفاس من عشق الحسان و افلسا نفثة المصدور ، صفحهء 88 ، سطر 14 و 15 ، و صفحهء 89 ، سطر 1 و 2 ، و سيرة جلال الدين ، طبع حافظ احمد حمدى ، صفحهء 64 ، سطر 8 و 9 . ( 6 ) - زيرا از پوست « قاقم » و « سنجاب » پوستين مىدوخته‌اند . رجوع شود به : برهان قاطع ، مصحح دكتر محمد معين ، ذيل اين دو كلمه .